محسن بودن مثل آب خوردن راحت ………. نیست!!!
سوال این بود: احسان هایتان را لیست کنید….؟!!
برای اینکه ببینم کدام کارم احسان است یا نه باید شابلونی داشته باشم….
معیارم چیست که براساس آن بگویم فلان کارم احسان بوده یا نه؟!
هیچ نمی دانستم….
سوالم را از یک بزرگتر پرسیدم…
و سوره ی لقمان را شروع کردم.
بسم الله الرحمن الرحیم. الم. تلک آیات الکتاب الحکیم…..
احسان یعنی مومن و متقی که در لباس اجتماعی اش بروز می کند، یعنی اگر من مومن و با تقوا هستم در جامعه ارتباطم با دیگران چگونه است این هارا از سوره ی لقمان که سال اول در باشگاه خواندیم به یاد دارم…
از آن جایی که هیچ نمی دانستم سوره لقمان خواندم با این سوال که من چگونه محسن باشم( چرا که قرآن برای محسنین رحمت و هدایت است و من برای بهره مندی از هدایت و رحمت باید که محسن بشوم….) :
اگر لهو و لعب های دنیا خریدار نداشته باشند خودشان برچیده می شوند، پس ازین به بعد تمام کارهایم باید کاملا هدفمند باشد حتی بستنی خوردنم.۱
از این به بعد خیلی خوب و خوب تر گوش دهم.۲
شاید قرار باشد از این به بعد کمی به فکر ستون ها و میخ های غیرظاهر زندگی ام و ارتباطم با سایرین باشم مثلا نماز شب بخوانم.۳
کل زندگی ام را بر یک مدار و به سمت یک هدف بچینم و از تشتت بپرهیزم.۴
علمِ در نظرم را به علم در عمل بیشتر و بیشتر نزدیک گردانم.۵
سیستم شکر و تشکر را در خودم بیشتر فعال کنم و استارت آن را با فهم تشکر از پدر و مادر بزنم.۶
کوچکترین حرکت ها در زندگی ام تاثیر خواهند گذاشت، بیشتر حواسم به مثقال ذره های خیر و شرّم باشد.۷
عزمم را جزم کنم، نماز و امر به معروف و صبر عزم را محکم می کند.۸
در برخورد با هر انسانی در او ویژگی مثبتی پیدا کنم و شاگردی اش را بکنم بدین صورت به اندازه ی تک تک آدم های اطرافم می توانم یک صفت خوب داشته باشم واینگونه هر انسانی الگویی خواهد بود.۹
بدانم که هیچ نمی دانم و سعی کنم که بسیار بدانم.
بین کار و دانشگاه و روزمرگی ام تعادل برقرار کنم و تعادل گاهی یعنی که یکی بیشتر از آن یکی باشد یعنی عدالت و نه مساوات.
روی صدایم کار کنم، صدا و طنین آن در ارتباطات اجتماعی به شدت موثر است.۱۰
بدون علم و دلیل جدال نکنم.۱۱
حسن از آن جایی شروع می شود که انسان براساس عقلش تصمیم بگیرد، پس تبعیت کورکورانه آفت هر احسانی( خلاقیتی) است.۱۲
توجه به تمامی استعدادهایم داشته باشم.
آنچه که در پیشگاه خداوند ماجور است عمل است و نه صرف دغدغه مندی، پس به موازات هر دغدغه ام باید عملی داشته باشم.۱۳
احسان یعنی افق نگاهم به اهداف پایدار باشد و نه اهداف کم و زودگذار.۱۴
خیلی بیشتر از این چیزی که هستم باید تلاش کنم، من خلیفه الله هستم پس می توانم مجری کلمات بی نهایت خدا در زمین باشم، پس بیشتر باید نفس نفس زنم.۱۵
برای اینکه احسان در عمل داشته باشیم توجه به زمان پایان و اجل هر کاری مهم می شود، ما اگر بدانیم که هر دوره ای و هر زمانی پایانی دارد سعی می کنیم بهترین دختر، بهترین مادر، بهترین دانشجو و … باشیم.۱۶
محسن کسی است که کارهایش به خاطر حسن عمل می ماند و حق است که می ماند و باطل از بین خواهد رفت.پس اتصال به حق انسان را ماندگار و محسن خواهد کرد.۱۷
محسن برای دیدن ثمره ی احسانش باید صبور باشد. انسان محسن متشکر و شکر گذار نعمت های زمین و آسمان و عالمیان است.۱۸
محسن کسی است که امروزش را به بهترین نحو دارد؛ هر چند نمی داند فردا چه کاره است و در کدام سرزمین خواهد مرد؟!.۱۹

محسن بودن یعنی بهترین کار را انجام دادن و آن بهترین کار را به بهترین وجه ممکن از پسش برآمدن…. همان عمل صالح خودمان است. هر چه که فکر کردم که احسان هایم را لیست کنم نتوانستم، ادعای احسان سخت است، از طرفی شاید ریا شودJ

بنابرین یک فرمولی درست کردم که شاید بتوان در هر کاری آن را ضرب کرد و احسان عمل آورد:

احسان: انگیزه ای برای شروع ( به واسطه ی شکرگذاری و استفاده ی بهینه از نعمت های مادی و معنوی) + حرکت به سمت یک هدف و انطباق کامل تمامی حرکت ها به یک غایت + عزم راسخ ( نفس نفس زدن و عادیات شدن تا رسیدن به نتیجه) + توجه به زمان محدود هر نعمت + صبر در رسیدن به نتیجه + بروز عمل صالح

و آنچه که برای من به شدت مهم بود:

در احسان زمان محدود نعمت ها و توجه به شکرگذاری آن ها بالاترین محرک است، شاید ما دیگر دانشجو نباشیم، شاید دیگر دختر بابا نباشیم، حتی شاید دیگر عضوی از باشگاه نباشیم…. پس وظیفه ی فعلی مان را خیلی خوب تر انجام دهیم….

در احسان صبوری بباید ….

والسلام علی من اتبّع الهدی

۱- آیه ی ۶ سوره ی لقمان
۲- آیه ی ۷ سوره ی لقمان
۳- آیه ی ۱۰، همان
۴- آیه ی ۱۱، همان
۵- کلمه ی حکمت در آیه ی ۱۲
۶- ۱۴، همان
۷- ۱۶، همان
۸- آیه ی ۱۷، همان
۹] آیه ی ۱۸، همان
۱۰- آیه ی ۱۹، همان
۱۱- آیه ی ۲۰
۱۲- آیه ی ۲۱
۱۳- آیه ی ۲۳
۱۴- آیه ی ۲۴
۱۵- آیه ی ۲۷
۱۶- آِیه ی ۲۹
۱۷- آیه ی ۳۰
۱۸- آیه ی ۳۱
۱۹- آیه ی ۳۴

فهرست