مجلس تنهایی

فاطمه شهیدی


majles9مجلس نهم …
“مردی كه حساب بلد نبود …”

می شد تشنه از سر شط بلند نشود.
وقتی گفتند: “آب بیاور” می شد سیاهی هایی كه دو سوی نهر، پشت درخت ها بودند بشمارد و حساب كند كه نمی شود.
شب پیش كه فامیل هایش در سپاه یزید، پنهانی امان نامه آوردند، می شد كمی فكر كند قبل از اینكه سرشان داد بزند:”می گویید من در امانم، پسر فاطمه (س) در امان نیست؟”.
زیرك و شجاع بود و هوای همه چیز را داشت.
پرچم را برای همین داده بودند دستش. می شد به او تكیه كرد.
فقط پای برادرش كه به میان می آمد …
———————————————————
۱٫ عباس ابن علی ابن ابیطالب (ع)


فهرست