وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى- ۳۷ النجم
پریشب دوستی این آیه را برای من خواند و چقدر دلنشین بود.
و ابراهیم کسی که وفا کرد.

تمام دلتنگ شدنم برای دین آنجاهایی است که مفهوم ساده ی گفت و گو با خدا تجلی می یابد و به راستی اگر کسی ایمان داشته باشد به اینکه دارد با خالق خود حرف میزند , آن طرف جوابش را میدهند هیچ وقت نامردی نمیکند .  رفیق خوب و با مرام  همه چیزش را پای رفاقت میدهد..  میشود ابراهیم , الذی وفی!

میتوان از دین انتظار داشت که از صفر تا صد حقایق جهان را بازگو کند یا تمام حرکات انسان از گهواره تا گور را برایش برنامه داشته باشد ولی نوع دیگری هم میتوان دین را دید , در خشیت و گفت و گو. 
جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ –۸ البینه

بعید میدانم کسی با این نوع نگاه به دین و این نوع دینی زیستن به بن بست برسد به احساس پوچی برسد یا بهتر بگویم با بحران معنای زندگی مواجه شود, چرا که ثمره ی خشیت , گفت و گو و وفای به عهد چیزی نیست جز احساس رضایت درونی.

 

 

فهرست